تبليغاتX
بي تو هرگز با تو شايد...

بي تو هرگز با تو شايد...

عمومي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 19:7  توسط عاطفه  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 19:5  توسط عاطفه  | 

تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا
 تويي صادقترين حرف رو لبها ........ منم غمگين ترين راز تو دلها

تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها
     تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا.......... منم همراز و همراه يه رويا
    تويي عشق و محبت توي قلبها.......منم ديوونه مثل موج دريا
تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها
   تويي شاخه گل سرخ صدفها........منم تنها شقايق توي صحرا

      

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 19:4  توسط عاطفه  | 

               

زندگی من برای تو که شانه هات قدرتمند ترین و با اطمینان ترین تکیه گاه من در زندگیست...

همه عشقم برای تو که زندگیم ازایمان به عشقت لبریزه ...

همه نفسهایم برای تو که زندگیم از ایمان به عشقت لبریزه....

همه نفسهام برای تو که همیشه درقلب منی...

خیلی دوست دارم...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:22  توسط عاطفه  | 

 

د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .

 

( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .

 

( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .

 

( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم . 

 

( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .

 

( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .

 

( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .

 

( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد .

 

( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:11  توسط عاطفه  | 

                

                زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

امّا گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم

امّا به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 10:22  توسط عاطفه  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 10:40  توسط عاطفه  |